علمای علم عمران و شهرسازی که یکی ازآنها سالیان سال رئیس الوزرا است، گفته اند نوع خانه های هر آبادی متاثر از پوشش و شرایط اقلیمی همان منطقه است.مثلا اسکیموها از قالب های یخ کلبه می سازند، آمازونی ها از پوشش برگ ها و درختان خانه می سازند،صحرانشینان از پوست بزهایشان چادر می سازند و الی ماشالله.
اتفاقا این سنت حسنه در منطقه ما نیز رواج دارد.به طور نمونه دیواری داریم به غایت دراز که به فرموده اهل فن طولانی ترین دیوار آجری عالم است.این دیوار دیلاغ که رنگش از خجالت سرخ گشته همان دیوار گرگان خودمان است که اجانب به آن مار سرخ نیز می گویند. ساکنین محترم حوالی این دیوار که به شدت به این سنت پایبندند خانه های خود را با عصاره ای از آجرهای این دیوار تاریخی می سازند که به برکت این کار پر خیر و برکت الان صدها و بلکه هزاران خانه تاریخی داریم که قدمتشان به زمان ساخت همین دیوار تاریخی می رسد.
از آنجائیکه فدائیان و جان برکفان حوزه میراث فرهنگی همیشه آماده خدمت و باز کردن گره از کار چنین مشکلاتی هستند با اقدامی انقلابی به سبک مولایشان "چه"(چگوارا) کوره ای آجر پزی در چند قدمی همین دیوار ننه مرده راه انداخته اند که قطعا قصدشان خیر است. طبق اخباری که چند لحظه پیش از طریق یک کفتر کاکل به سرِ نامه بر به دستم رسیده، ایشان قصد دارند تا با تولید آجر هایی به سبک قدیم، قسمت های خالی و آجر های کنده شده دیوار تاریخی گرگان را پر کنند بلکه در تاریخ ماندگار شوند.
از یکی از مورخانی که صرفا تحقیقات خود را متمرکز بر این دیوار تاریخی کرده پرسیدیم که ماهیت ساخت چنین دیواری چه بوده و اصلا چه شد که این دیوار ساخته شد؟! ایشان به به دلیل کهولت سن با دور پایین سخن می گفت، پس از دو ساعت و نیم که ظاهرا استخاره می کرد که راز این دیوار را فاش کند یا نه، بالاخره به حرف آمد و چنین گفت:" در زمان قدیم در این منطقه حاکمی بود که درزمینه جهانگردی گوی سبقت را از مارکوپولو و همرزمانش ربوده بود. این حاکم رئوف و مهربان که از وی در تاریخ تقریبا به نیکی یاد شده به غایت بر نطریه تفکیک جنسیتی مقید بوده اما در این زمینه هر تدبیری اعم از زوج و فرد کردن خیابان ها و راه ها و غیره می اندشید تیرش به سنگ می خورد و جلوی خلق اله خیط و پیت می گشت و نمی توانست بر اختلاط زن و مرد فاثق آید. نقل است که ایشان در یکی از سفر ها که چین و ماچین رفته بود، شخصا دیوار کبیر چین را از نزدیک می بیند و انجا بود که پی به راه حل مناسبی برای نفکیک جنسیت در قلمرو می برد. از این رو ایشان به محض بازگشت دوجین مهندس و معمار به انضمام یک کلونی کارگر را گرد خود جمع می کنند و بر آنان امر می کند که باید دیواری به همان کیفیت در اینجا نیز ساخته شود. پس از ساخته شدن دیوار مذکور قرار بر این شد که زن ها در یک طرف و مردها در طرف دیگر دیوار زندگی کنند و تنها یک روز در هفته ان هم تحت نظر ماموران درهای بین دیوار باز گردند و مردان و زنان یکدیگر را زیارت کنند".
در آن زمان که طرفداران دیوار تاریخی گرگان بر رئیس وقت میراث فرهنگی استان که فریدون جان فعالی(که هر جا هست خدایا به سلامت دارش) بودند، فشار مضاعف می آوردند که فکری به حال اوضاع خراب این دیوار بکند، یکی از دوستان ما که ایشان نیز به شدت در گیر و دار آن بود که اتفاق مثبتی بود برای دیوار گرگان بیفتد، شبی از شبها در عالم خواب می بیند که فریدون فعالی عزیز و همکاران دلبندشان بر چند تکه آجر نماز گزاردند و آن را در خاک کردند. دوست ما پس از دیدن این خواب آشفته و سراسیمه از خواب میپرد و حیران و ویلان دنبال یکی می گردد که این خواب کذایی را تعبیر کند. دوست بینوای ما هر چه این در و آن در زد کسی را نیافت که خوابش را تعبیر کند. تا این اواخر که عکسی از دیواره تاریخی گرگان منتشر شد که در کنار بخشی از آن کوره ای آجر پزی مشغول پخت و پز آجر بود. بنده خدا مثل آدمی که پس از سالها حاجت گرفته باشد گفت که تعبیر خوابم را دانستم، فهمیدم که آن چند تکه آجر، دیوار تاریخی گرگان بوده که فعالی عزیز و هکارانش فاتحه آن را خواندند و در گورش کردند.
0 comments:
Post a Comment