Wednesday, June 16, 2010

برای هزار پیچی که دیگر سبز نیست

برای هزار پیچی که دیگر سبز نیست

در حالی که مسئولان شهر و استان در خواب غفلت هستند یا بهتر بگویم خود را به خواب زده اند کمپین دفاع از تپه سوگله یا همان هزار پیچ افتتاح شد.باعث افتخار است که هنوز گرگاندوستان مخمل سبز شهر خود را عاشقانه دوست دارند و برای حفظش تلاش میکنند.در این چند وقت که خبر هتک حرمت بشر به مخلوق سبز پروردگار در همه جا پخش شده وبلاگ نویسان گرگانی در یک حرکت خودجوش و هماهنگ به دفاع از این میراث کهن پرداخته اند که آخرین مورد همین افتتاح کمپین دفاع از هزار پیچ بود.این میراث(هزار پیچ) جایی است که همه گرگانی ها خاطرات زیادی از ان دارند و به نوعی نوستالژیک است.اما تعجب می کنم از شهردار و استاندار و فرماندار که این عشق مردم را می یبینند،این هجمه رسانه ای عاشقان گرگان را میبینند اما باز به کار خود ادامه میدهند.به نظر می رسد این عزیزان رسالت اصلی خود یعنی رضایت مردم را از یاد برده اند و به فکر رضایت خواص افتاده اند.خوب بود یکی از این عزیزان در سیمای سبز گلستان حاضر میشد و شجاعانه علت این عمل قبیحانه خود را تشریح میکرد.

در روزگاری که در کشور فقیری چون هندوستان از کف روی آب جاذبه توریستی میسازند و میلیون ها دلار در آمد از آن کسب میکنند،آنوقت ما اینقدر راحت یادگار نسل های پیشین و از همه مهمتر هدیه سبز الهی را به آتش میکشیم.آیا این عین کفران نعمت نیست؟

متاسفانه در این چند وقته نمایندگان شورای شهر و مجلس شورا اسلامی هم خواب بوده اند،نه صحبتی و نه توضیحی؛برای آبادانی آمده اید یا برای ویرانی؟!دوست دارید سرنوشت شوم روستای زیارت بار دیگر تکرار شود؟!

روستایی که از لحاظ پتانسیل گردشگری از روستایی چون ماسوله هم برتر بود،روستایی که آب گرم آن را میشد جهانی کرد، دیگر به یک سایت تخصصی قلیان و دخانیات تبدیل شده،به طوری که تا شعاع 500 متری آن بوی قلیان می دهد.

هزارپیچ نه مال من است نه مال شما،هزار پیچ متعلق به مردمی است که از آن بیشمار خاطره دارند،آن را مانند فرزندان خود دوست دارند و نخواهند گذاشت خراشی حتی کوچک به تن سبزش بیفتد.آقای شهردار شما گرگانی نیستی،گرگاندوست هم نیستی وگرنه به راحتی این غنیمت برجای مانده از تاریخ کهن این شهر را ظالمانه نابود نمیکردی.بچه که بودم،زمانیکه درباره حمله قوم مغول و ویرانگری این قوم خواندم با خود گفتم این افراد چقدر ناجوانمرد بودند که نه تنها انسانها را کشتند بلکه مزارع و مراتع را هم به آتش کشیدند،حال این کار شما مرا یاد این داستان انداخت.البته قصد قیاس ندارم اما خواستم بگویم ظاهر بعضی از کارها اگرچه خیلی زشت نیست اما باطنش از هر نجاستی کثیف تراست.

راستش بنده دیگر به تلاش مسئولین برای حفظ این میراث کهن امید ندارم پس باید خود دست به کار شویم.به شخصه پیشنهاد می کنم حتی الامکان در روزهای تعطیل به جای ناهارخوران به تپه هزار پیچ رفته و برای چند ساعت هم که شده آنجا توقف کنیم.بهتر است چند وقت هزارپیچ محل تفرج گرگانیها شود تا شاید هزارپیچ را پس بگیریم.

ما در این شهر آزموده ایم بخت خویش-------------بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش

پی نوشت:دوستان با پیوستن به کمپین دفاع از هزار پیچ،این یادگار سبز تاریخ را تنها نگذارند.در ضمن نظرات و پیشنهادات خود را در وبلاگ این کمپین ارائه دهید

1 comments:

Anonymous said...

Doste aziz.
Khabe shardar va standar va ya masolan digeh nashi az biliaghati kari mibashad.
Va in stelah ghashange faris migeh keh:
Gar malek khorad sibi az derakht gholaman bar kannand derakhrt az pay.